تازه‌های خبر
سه شنبه، ۳ مرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۴۳
چاپ

صفایی فراهانی ایران انبار تکنولوژی های عقب مانده است/سیاست خودکفایی جواب نداد/ خودکفایی جنجالی برای برخی منفعت طلبی ها شده است

مهندس محسن صفایی‌فراهانی متولد تهران است. او درسن 23 سالگی با درجه فوق‌لیسانس از دانشکده فنی فارغ‌التحصیل می‌شود. پیش از انقلاب بعنوان یک فعال بخش خصوصی مشغول به فعالیت‌های عمرانی بود اما از سال 1356 با مرحوم مهندس بازرگان در جمعیت دفاع از آزادی حقوق بشر شروع به همکاری می‌کند و از روز 22 بهمن 57 در ستاد نیروی زمینی مستقر می‌شود.
ایران انبار تکنولوژی های عقب مانده است/سیاست خودکفایی جواب نداد/ خودکفایی جنجالی برای برخی منفعت طلبی ها شده است

محسن بیدی: مهندس محسن صفایی‌فراهانی متولد تهران است. او درسن 23 سالگی با درجه فوق‌لیسانس از دانشکده فنی فارغ‌التحصیل می‌شود. پیش از انقلاب بعنوان یک فعال بخش خصوصی مشغول به فعالیت‌های عمرانی بود اما از سال 1356 با مرحوم مهندس بازرگان در جمعیت دفاع از آزادی حقوق بشر شروع به همکاری می‌کند و از روز 22 بهمن 57 در ستاد نیروی زمینی مستقر می‌شود.

 

چندی بعد او با آقای توسلی شهردار تهران در شهرداری همکار می‌شود و سپس به عنوان عضو هیات عامل سازمان گسترش نو سازی صنایع ایران که آن زمان با چالش‌های بسیاری مواجه بود، به دلیل مسائل و مشکلات کارگری مسئولیت می‌پذیرید و با حفظ سمت، قائم مقام مجتمع فولاد اهواز می‌شود. صفایی فراهانی پس از تاسیس وزارت صنایع سنگین معاونت طرح و برنامه را عهده‌دار می‌شود اما طولی نمی‌کشد که او بعنوان معاون و قائم‌مقام وزارت صنایع سنگین فعالیتش را ادامه می‌دهد.

با تشکیل دولت سازندگی و بازسازی نیروگاه‌های کشور، او مدیرعامل شرکت توانیر می‌شود در ادامه مسیر صفایی فراهانی شرکت‌های فراب و مپنا را پایه‌گذاری می‌کند و سپس راهی مجلس ششم می‌شود.

مهندس صفایی فراهانی در همان مقاطع 5 سال رئیس فدراسیون فوتبال ایران بود و با پایان مجلس ششم به عنوان قائم‌مقام وزارت اقتصاد دولت خاتمی منصوب می‌شود. صفایی فراهانی بمجرد، انتخاب محمود احمدی‌نژاد در سال 1384 استعفا می‌دهد و از خدمات دولتی خارج می‌شود اما این مدیر با توجه به دانش و تجربه‌ای که طی این سال‌ها به دست آورد بار دیگر به پارلمان بخش خصوصی می‌رود و فعالیت‌های خود را به عنوان یک فعال بخش خصوصی ادامه می‌دهد تا خرداد سال 1388 که پس از انتخابات بازداشت و تمامی فعالیت‌هایش متوقف می‌شود. پس از رهایی از زندان مجموعه فعالیت های او محدود می شود تاجایی که مهندس جوان دوران انقلاب اینکه اجازه فعالیت و خروج از کشور را ندارد. صحبت با او و شنیدن حرف‌هایش برای همه بسیار جذاب است و این جذابیت سبب شد تا بیش از 120 دقیقه با وی همراه و به گفت‌وگو بپردازیم که بخش نخست این گفت‌وگو را با هم می‌خوانیم.

 

اقتصاد سیاسی: اقتصاد ایران غیر شفاف و مملو از فساد است چه کسانی ازچنین وضعیتی سود می برند؟ و اقتصاد قرار است چه زمانی روی آرامش را به خود ببیند؟

صفایی فراهانی: اقتصاد ایران مشکلات خاص خود را دارد. اقتصاد کشور در دوران قبل انقلاب و حتی بعد انقلاب جایگاه مناسبی نداشت، البته در یک دوره کوتاه مدت بین سال های 1343 تا1353 در بین کشورهای در حال توسعه با ثبات و پیشرو بود به طوری که بالاترین رشد و ثبات را در این سال ها شاهد بودیم، در این دوره پول ملی از ثبات خوبی برخوردار بود، شاخص تورم زیر 5 درصد بود و رشد اقتصادی متوسط بیش از 10 درصد را تجربه کرد. بنابراین می توان گفت که این دوره تنها دوره درخشان اقتصاد ایران بود. بعد از این دوره هرگز نتوانستیم چنین شرایطی را ایجاد و تجربه کنیم. البته شکوفایی اقتصاد در آن دوره، به نظر من به این دلیل بود که سطوح سیاست گذاری و برنامه ریزی و سطوح کارشناسی تفاهم نسبی داشتند. کسانی که مدیریت می‌کردند، تکنوکرات هایی بودند که توان بالا و ظرفیتی بیش از سیاست گذاری های اقتصاد ایران را داشتند. کسانی بودند که در بانک جهانی سمت داشتند و با مسایل بزرگتری نسبت به مشکلات اقتصادی ایران روبه رو شده بودند. زمانی که چنین مدیرانی به ایران بازگشتند، توانسته بودند اقتصاد ایران را هضم و ارزیابی و برنامه ریزی کنند. از طرف دیگر نیز چون بدنه تکنوکراتی حکومت، رشد کرده بود و توانایی های لازم را داشت، می توانست با آنها هماهنگ شود. بر این اساس بستری در آن زمان بوجود آمده بود که بدون تاثیر درآمدهای نفتی، ایران در میان کشورهای در حال توسعه، بیشترین رشد را ثبت کرد و در آمار بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، ایران از نظر تداوم رشد اقتصادی، رکورد دار بود.

پس از انقلاب اسلامی به دلیل شرایط بعد از انقلاب و فقدان مدیران توانا، به ویژه دوره جنگ که مشکلات اساسی را به ایران تحمیل کرد، توانایی لازم برای بازسازی و حل معضلات ریشه ای اقتصاد نتوانست ایجاد شود، متاسفانه به دلیل گرایش های چپ گرایانه، که بعد از انقلاب شدت یافت، جایگزینی واردات به جای توسعه صادرات مبنای سیاست گذاری اقتصاد کشور شد و بدون داشتن استراتژی روشن و مشخص و هدف گذاری های نامعلوم، نوسانات اقتصادی ایران بسیار تشدید شد. زمانی که استراتژی نباشد و شرایط به گونه ای رقم می خورد که صادرات توسعه نیابد و مبنای تولید رقابتی و بازار محور شکل نگیرد، انگیزه لازم برای سرمایه گذار و تولید کننده بوجود نمی آید! در شرایطی که قیمت تمام شده، بالاتر از تعادل محور عرضه و تقاضا قرار گیرد و تکنولوژی تولید روزآمد نباشد محصولات تولیدی با ارزش افزوده بسیار نازلی وارد بازار می شود. نتیجه این روش را در حال حاضر به روشنی می بینیم، با توجه به میزان سرمایه گذاری صنعتی انجام شده در کشور ارزش افزوده تولیدات با آن هیچ تناسبی ندارد، ضمن اینکه رشد اقتصادی مستمر ایجاد نمی شود. در اوایل دوره آقای رفسنجانی شاهد رشد اقتصادی بالا هستیم. این رشد به دلیل این بود که رشد اقتصادی سه سال آخر، قبل از ایشان منفی بود، خروج از جنگ و امید در بازار باعث آن رشد جهنده شد. فقدان سیاستگذاران آگاه و نداشتن استراتژی اقتصادی و نگرش جایگزینی واردات به جای صادرات، عملاً باعث ناکارآمدی اقتصاد کشور شده است. این ناکارآمدی در عمل باعث ایجاد گورستانی از ماشین آلات ، تکنولوژی عقب مانده و قیمت تمام شده بالا گردیده است که امکان ورود به زنجیره تولید جهانی از تولیدکنندگان داخلی گرفته است و اگر صادرات مشتقات نفت از سبد صادرات کشور خارج گردد، مانده صادرات صنعتی سالانه نشان خواهد داد که اینهمه سرمایه گذاری چه راندمانی دارد!

 

اقتصاد سیاسی: ریشه این مشکلات را در چه می بینید؟

صفایی فراهانی: ریشه این مسایل، در درجه اول فقدان مدیران و تصمیم گیران آگاه، نگاه چپ در مدیریت کشور است، زمانی که نگاه مسولان محدود نگر باشد، این روند به وجود می آید. همین امروز مشخص است که ارزش آب در کشور چه میزان است، فقدان سیاست جدی کشت متناسب با آب مصرفی، که می تواند به مدیریت بهینه آب کمک زیادی نماید، ولی اصرار در خودکفایی بعضی محصولات و صادرات محدود سیفی جات همین میزان آب محدود را به هدر می دهد! در سال 54کشت و صنعت ایران کالیفرنیا در خوزستان محصولاتی می کاشت که مصرف داخلی نداشت وقتی از مسوول آن سوال کردم گفت این محصول تنی 5000 دلار فروش دارد با این آب محدود نبایستی گندم تنی 150 دلار کاشت!

در بخش صنعت نیز مشکلاتی از همین قبیل داریم چراکه بحث جایگزینی واردات و خودکفایی در این حوزه نیز مطرح است. موضوعاتی مثل رقابت، بازار صادراتی، ورود تکنولوژی روز، مدیریت صنعتی آگاه، اهدافی هستند که در این بخش مورد توجه نیست. نمونه این موارد را می توانیم در تولیدات خودرو کشور مشاهده کنید. امروز وزارت صنایع 5 درجه برای بررسی کیفیت و استاندارد خودرو مطرح نموده است. بیش از 70 درصد از خودروی تولیدی در ایران، زیر درجه سه است یعنی تولیداتی هستند که در دنیا مطلقاً بازار ندارند! متاسفانه بخش عمده آنهم در پایین ترین سطح آن قرار دارد! با چنین تولیداتی بازهم مردم ناگزیرند خریداری کنند ولو اینکه جانشان را با ناایمن بودن خودرو و آلوده کردن هوا به خطر می اندازند! و این تولیدات در اقتصاد ملی نه تنها سودی ندارد که خسارت آور هم هستند!

اقتصاد سیاسی: آقای صفایی فراهانی نگاه چپ فقط در دوران مهندس میرحسین موسوی بوده است؟

صفایی فراهانی: هیچکسی در ایران به ظاهر این را نمی‌گوید اما وقتی سیاستگذاری ها را ارزیابی کنید، در می یابید که نگاه چپ حضور جدی دارد. وقتی نگاه هنوز به تولید خودکفایی است زمانی که از مجموع تولید ناخالص داخلی ،بیش از 80 درصد در دست حاکمیت است، یعنی اقتصاد دولتی است، وقتی که بانک های خصوصی هم امکان فعالیت بانکداری اقتصادی ندارند! پالایشگاه های نفت تماماً به بخش غیر دولتی واگذار شده است ولی سیاست تولید و قیمت گذاری با دولت است و آنها نمی توانند نه تولید رقابتی داشته باشند و نه بر اساس قیمت گذاری منطقی فعالیت نمایند یا بطور مثال در آخر دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی قراردادی منعقد شد که فرودگاه امام را یک شرکت از ترکیه چهارساله با هزینه خودش توسعه دهد و از محل خدمات فرودگاهی، مبالغی را که هزینه کرده، در مدت مشخص دریافت کند. اما چرا با این موضوع مخالفت شد ؟یا مثلاً در دوره آقای هاشمی رفسنجانی قرار شد مرحوم آقای گلزار که شهرک اکباتان را ساخته بود آزاد راه تهران شمال را 4 ساله بسازد و 25 سال عوارض آنرا دریافت کند. چرا واگذار نشد؟ چه تعداد از مردم در راه شمال جان باختند و چقدر وقت و بنزین هدر می رود؟ مقاومت و مقابله کردن عملا به صورت دیوار بزرگ جلو "تغییر" است. چرا؟ اینها هم بیانگر نوع نگاه به اقتصاد در این 30 سال است! پروژه ای که توتال در فاز 2 و 3 پارس جنوبی انجام داد، کل آن برای دولت 4.5 میلیارد دلار هزینه شد اما فازهای بعدی که به داخلی ها واگذار شده بود 7 میلیارد دلار هزینه داشت! پس نشان می دهد که این جنجال ها برای منافع عده ای است. آیا بعد از این همه سال می توانیم یک سکوی10 هزار تنی بسازیم؟ اگر قادر نیستیم علت را مردانه اعلام نماییم. بیش از 115 سال از کشف نفت در ایران می گذرد چرا در کره جنوبی که نفت ندارد شرکت هایی هستند که می توانند پالایشگاه، سکوی نفتی، تجهیزات پیچیده صنعت نفت و گاز و پتروشیمی بسازند اما صنایع کشور نمی توانند. 38 سال از انقلاب گذشته است، سیاست ها هم که خودکفایی بوده است، چرا نتیجه آن این شده است؟

همه بهانه ها در طول چند سال اخیر برای پروژه های نفت و گاز، تحریم بود. اگر تحریم اثر گذار بوده است، پس به خارج وابسته ایم! بهتر است بجای شعار، بفکر شعور باشیم. مهم اینست که توان مهندسی و تولید کیفی و رقابتی را که بتوان در بازار جهانی حضور داشت، بایستی محور قرار گیرد ایران یک درصد جمعیت جهان را دارد ولی سهم آن در اقتصاد جهانی نیم درصد است برای پر کردن این گپ بزرگ نیاز به بنگاههایی داریم که سهمی در تولید جهانی داشته باشند و حجم آنها در اقتصاد کشور قابل احصاء باشد!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

  • پربیننده‌ترین‌ها
  • دیگر خبرها
فروشگاه اینترنتی پرسه بازار
موسسه خیریه حامیان مهر آذری
گفت و گو
تدبیر
پویش

0.115