تازه‌های خبر
سه شنبه، ۶ آبان ۱۳۹۳ ۱۵:۵۳
چاپ

ناگفته‌های مشاور رئیس دولت اصلاحات از رابطه خاتمی و رهبری

عضو بنیاد باران اعتقاد دارد که اگر علی لاریجانی « عاقل» این روزها که عاقلانه تر رفتار می‌کنند، در آن زمان بود و همین گونه که الان در مجلس عمل می‌کند در صداوسیما عمل می‌کرد، دوم خرداد 76 شکل نمی‌گرفت. بدترین رفتارهای صداوسیما در خرداد 76 شکل گرفت.
ناگفته‌های مشاور رئیس دولت اصلاحات از رابطه خاتمی و رهبری

 

محسن خانعلی- مصطفی داننده:  جریان اصلاحات حرف‌های ناگفته بسیار دارد. حرف‌هایی از خرداد 76 تا خرداد 92 از سید محمد خاتمی تا حسن روحانی. جریان چپ ایران بعد از رحلت امام خمینی چهار دوره مختلف را تجربه کرده است که با حاشینه نشیی در دهه اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 آغاز شد. بعد از آن اصلاح‌طلبان بودن در قدرت آن هم در دو قوه مجریه و مقننه را تجربه کردند و بعد از مدت زمان کوتاهی با وقوع حوادث بعد از انتخابات سال 88 به حاشیه رانده شدند و حتی برخی گفتند از صحنه سیاسی کشور حذف شده‌اند. پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری زمینه بازگشت آنها را به قدرت فراهم کند.

برای بررسی این دوران‌ها به سراغ «عبدالله ناصری طاهری» عضور بنیاد باران و از نیروهای نزدیک به سید محمد خاتمی رفتیم. فردی که در دولت اصلاحات مدیرعامل خبرگزاری دولت بوده است و به خوبی به زاویه‌های پنهان و نهان اصلاحات آشنا ست.

در گفت‌وگو سه ساعته خود با ناصری که در تحریریه نامه نیوز انجام شد از هر دری سخن گفتیم. سخنانی که تنها بخشی از آن قابل انتشار است و بخش اعظم آن در سینه ما باقی خواهد ماند ناصری حرف‌های ناگفته بسیاری گفت اما ....

متن گفت‌وگو عبدالله ناصری طاهری با نامه نیوز را در زیر بخوانید: 

به نظر عبدالله ناصری که از چهره‌های شناخته شده اصلاحات است، جنبش دوم خرداد 76 چگونه شکل گرفت؟ چرا مردم از نامزد مطرح و شناخته شده‌ای مانند ناطق نوری به سمت سید محمد خاتمی رفتند و یک تحول بزرگ را رقم زدند.

سال 76 همزمان با رشد نسل دوم انقلاب بود. نسلی که کم کم درحال درک و فهم از جمهوری اسلامی بود. این فهم در حالی شکل می‌گرفت که ما شاهد تحولات گسترده‌ای در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی در سطح دنیا بودیم. بعد از سپری شدن هشت سال از رحلت امام خمینی که چپ تاریخی ایران به ویژه بعد از مجلس سوم شورای اسلامی دچار یک انسداد سیاسی جدی شده بود و هزینه‌های جدی را پرداخت کرده بود. همین انسداد باعث شده بود تمام عرصه‌های سیاسی و اجتماعی را از دست بدهد. نوع نگاه تازه هاشمی رفسنجانی به حکومت داری به ویژه در دوره دوم این فضا را گسترش داد. او در روز معرفی کابینه خود گفت که من به اندازه کافی سیاسی هستم و احتیاجی به وزیر سیاسی ندارم. کنار رفتن خاتمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و روی کارآمدن لاریجانی و پس از او میرسلیم نشان داد که دغدغه‌های اصلی هاشمی رفسنجانی، دغدغه‌های فرهنگی و اجتماعی نیست و او بیشتر به دنبال توسعه اقتصادی و سازندگی است. همین مسائل زمینه را برای شکل گیری دوم خرداد فراهم کرد. 

خاتمی مایل به حضور در انتخابات 76 نبود

در چنین فضایی آقای خاتمی با اینکه مایل به حضور نبود جمع بندی چپ تارخی در مورد شرایط کشور را پذیرفت و وارد رقابت انتخابات شد. تحلیل اعضای مجمع روحانیون نیز این بود که نامزد جناح چپ با یک رای معنادار می‌تواند زمینه ساز خروج این جریان از انسداد و ساختن آینده سیاسی این گروه باشد.

تحولاتی که در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی جهان رخ داده بود و در کنار آن سیاست‌های اقتصادی هاشمی رفسنجانی نیز زمینه نارضایتی‌هایی را فراهم کرده بود و رای اولی‌های جمهوری اسلامی نیز به فهم تازه‌ای از سیاست و مسائل اجتماعی رسیده بودند، زمینه را برای تغییر وضعیت در انتخابات 76 فراهم کرد. چپ‌های تاریخی نیز تصور نمی‌کردند چنین فضای در مقابل ناطق نوری شکل بگیرد. تقریبا همه ایران پیروزی ناطق نوری را یک سال قبل از 76 قطعی می‌دانستند.

نکته دیگری که به ظهور دوم خرداد 76 کمک کرد نحوه تبلیغات ستاد خاتمی بود. ستاد آقای خاتمی خیلی مدرن و زیبا کار می‌کرد. خاتمی نماد مظلومیت جامعه بود و حرف‌های متفاوتی می‌زد و ستاد توانست به خوبی از این دو ظرفیت برای معرفی خاتمی استفاده کند. در این میان حضور چندین ساله خاتمی در کتاب خانه ملی زمینه را برای آشنایی وی با گفتمان‌های جدید سیاسی و اجتماعی فراهم کرد. و او به خوبی توانست مبانی جمهوری اسلامی را به روز کند. شعارهای خاتمی ابتدا در بین نخبگان و بعد در جامعه عمومی کشور جای خود را باز کرد. تقریبا یک هفته مانده به انتخابات کسی فکر نمی‌کرد خاتمی با چنین رایی پیروز انتخابات باشد. 

روحانی بودن، کاریزما داشتن و سید بودن عامل پیروزی خاتمی 

شما هم فکر نمی‌کردید؟

نه، اما در ستاد در روزهای آخر فضایی ایجاد شده بود که همه امید داشتند. به یاد دارم در آن زمان ما طرح« بلاغ» را در ستاد خاتمی ساماندهی کردیم. که ابتکار قشنگی بود، طرحی که بعد ها از سوی اصول گرایان به عنوان طرح بصیر مورد استفاده قرار گرفت که منجر به اتفاقات سال 84 شد. من معتقد هستم که ناکامی‌های دولت هاشمی رفسنجانی و نماد حاکمیت بودن ناطق نوری و همچنین سیادت، روحانی بودن و کاریزمای خاتمی کمک بسیاری به ایجاد حماسه دوم خرداد کرد. 

ناگفته‌های مشاور رئیس دولت اصلاحات از رابطه خاتمی و رهبری و ممنوع الخروجی خاتمی/ ناصری: مهاجرانی گزینه خاتمی برای ارشاد نبود

 

ناطق نوری که در بین مردم روحانی شناخته شده تری بود؟

ناطق نوری نماد حکومت بود اما خاتمی به عنوان نماد حاکمیت تعریف نمی‌شد. بحث سیادت آقای خاتمی نیز خیلی تاثیرگذار بود. شما بینید که شعار « سلام بر سه سید فاطمی» در آن زمان چه تاثیری داشت.

چه کسی این شعار را ساخت؟

در یکی از سفرهای استانی به جنوب این شعار داده شد و بسیار هم مورد استقبال واقع شد. این شعار هم توانست طبقه سنتی و هم طبقه روشنفکر ایران را با خود در رای دادن به خاتمی همراه کند. مسئله‌ای که مشخص بود این معنا بود که رای طبقه روشنفکر و دانشگاهی به خاتمی اختصاص داشت و باید کاری انجام می‌شد تا که رای طبقه سنتی و مذهبی ایران نیز به خاتمی اختصاص پیدا کند.

در میان تمام اعضای ستاد، شخص آقای خاتمی به این حرکتی که صورت گرفته بود باور داشت به ویژه بعد از سفر به سمنان و دیدن شور و حرارتی که از مردم این شهر دیده بود.

کمی به قبل از 76 برگردیم، نامزد اول شما میرحسین موسوی بود. در ابتدا اعلام کرد که در انتخابات حاضر می‌شوم و بعد گفت نمی‌آیم. در همین زمان نیز بحث حضور مجدد هاشمی رفسنجانی در راس قوه مجریه از سوی برخی افراد مانند مهاجرانی مطرح بود، شما چگونه با این حوادث برخورد کردید؟

هاشمی رفسنجانی موافق حضور در دور سوم ریاست جمهوری  بود

ظاهرا خود آقای هاشمی رفسنجانی خودش موافق حضور برای دوره سوم بود اما رهبری با این امر مخالفت کردند. به نظر من حرکت‌های مهاجرانی، کرباسچی و محمد هاشمی با هماهنگی کامل هاشمی رفسنجانی صورت می‌گرفته است.

مهندی موسوی هم با توجه به پیغام‌هایی که دریافت کرده بود از حضور در انتخابات منصرف شد و حتی تهران را نیز ترک کرد.

چرا جناح چپ بعد از مهندی موسوی به سمت خاتمی کشیده شد در حالی که افراد دیگر مانند آقای کروبی و کرباسچی نیز مطرح بودند؟

. بعد از انصراف مهندس نیز بحث‌های فراوانی مطرح شد و اسامی زیادی به میان آمد. از محمد هاشمی، حسن حبیبی تا عطامهاجرانی و حتی مهدی کروبی. در اواخر ذهن‌ها به سمت آقای خاتمی کشیده شد و از سوی اعضای مجمع این معنا مطرح شد که باید به سمت کسی رفت که بتواند کل جامعه را تحت تاثیرخود قرار دهد و خاتمی چنین فردی بود. روحانیت و سیادت او می‌توانست بخش سنتی جامعه ایران را تحت تاثیرخود قرار دهد و در کنار آن دیدگاه‌های جدیدش بخش روشنفکری را با خود همراه می‌کند. سید محمد خاتمی برای جامعه ایران به ویژه نسل تازه حرف‌های نوعی داشت.

بعد از انصراف مهندس موسوی چپ تاریخی از یک نامزد حداکثری به سمت نامزد حداقلی یعنی خاتمی رفت. آیا موسوی تنها نامزد حداکثری جناح چپ در آن زمان بود؟

جناح چپ در آن زمان کاندیدای مطرحی به جز موسوی نداشت و نمی‌توانست به جز او با فرد دیگری به پیروزی فکر کند. میرحسین موسوی هنوز در جامعه شناخته شده بود و نسل اول انقلاب مدیریت او را در جنگ به یاد داشتند و رای اولی‌های نیز دوران جنگ و جبهه را درک کرده بودند. به بیان بهتر تصویر جامعه از مهندس موسوی روشن بود. وقتی پرونده ایشان بسته بود، چپ سنتی مجبور بود به سمت نامزدهای دیگر برود.

در گفت‌‌وگوی که با آقای غفوری فرد داشتیم، ایشان گفتند که باور نمی‌کردیم که ناطق نوری رای نیاورد. حتی یک درصد هم فکر نمی‌کردیم خاتمی را بیاورد.

بعد از سفر استانی به سمنان که آخرین سفر بود و دیدن آن شور و شوق مردم تا حدودی به پیروزی امیدوار شدیم و حتی شخص آقای خاتمی بعد از این سفر کار را تمام شده می‌دانست. اما ما بعد از سخنرانی مقام معظم رهبری در مورد انتخابات خیالمان راحت شد. در آن زمان بحث بود که احتمال دارد رهبری در سخنان خود جامعه را به سمت دیگری ببرد و جامعه از سخنان ایشان برداشت تکلیف کنند که این اتفاق نیفتد و ایت‌الله خامنه‌ای مباحث کلی در مورد انتخابات مطرح کردند. 

اگر لاریجانی عاقلانه عمل می‌کرد دوم خرداد 76 شکل نمی‌گرفت

آیت‌الله مهدوی کنی همان زمان گفتند که نظر رهبری به آقای ناطق نوری است؟

خیر، این مطلب آقای مهدوی کنی قبل از این سخنرانی بود. چهارشنبه یعنی در آخرین روز تبلیغات سخنرانی رهبری انجام شد و همه اعضای ستاد خاتمی خیالشان راحت شد. به نظر بنده اگر علی لاریجانی « عاقل» این روزها که عاقلانه تر رفتار می‌کنند، در آن زمان بود و همین گونه که الان در مجلس عمل می‌کند در صداوسیما عمل می‌کرد، دوم خرداد 76 شکل نمی‌گرفت. بدترین رفتارهای صداوسیما در خرداد 76 شکل گرفت.

ناگفته‌های مشاور رئیس دولت اصلاحات از رابطه خاتمی و رهبری و ممنوع الخروجی خاتمی/ ناصری: مهاجرانی گزینه خاتمی برای ارشاد نبود

 

پیش از آقای خاتمی روسای جمهوری قبل نماد حاکمیت بودند و حتی این نماد حاکمیت کمک بسیاری به انتخاب شدنشان کرد، چه اتفاقی افتاد که در سال 76 نامزد حاکمیت مورد استقبال مردم واقع نشد؟

بله حرف درستی است. شاید تا نیمی از دهه دوم انقلاب شما این روند را مشاهده می‌کنید اما هشت سال ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی یک پختگی سیاسی را در مردم ایجاد کرد و باعث شد تا جوانان دهه اول انقلاب را تحلیل کنند، سول کنند و سعی کنند ابهامات را برطرف کنند. کلا جامعه ایران اساسا به سمت کسی که نماد مظلومیت باشد کشیده می‌شود.

به تشکیل دولت اصلاحات برسیم. پیروزی خاتمی امیدی را در بین جوانان ایجاد کرد. در این میان برخی تندروهای اطراف آقای خاتمی را گرفتند و باعث شدند بسیار از خواسته‌ها به حاشیه کشیده شود. به یاد دارم آقای باهنر در جلسه‌ای گفت که خاتمی به جریان تندرو اصلاحات گفته بود که در سبد رای من، دو سه میلیون رای بیشتر به شما نیست، آن را بردارید و بروید.

همیشه در یک انتخابات تحلیل‌های متفاوتی شکل می‌گیرد. شاید جریان چپ در کشور در آن زمان اعتقاد داشت که کار تشکیلاتی سبب پیروزی خاتمی شده است اما من معتقد هستم که شخص خاتمی در بسیج افکار عمومی موفق و موثر بود. حتی اگر خاتمی ستاد هم نداشت بازهم می‌توانست رای قابل توجهی را به خود اختصاص دهد. شما نگاه کنید خاتمی در شهرهای کوچک و روستاها بیشترین رای را داشت. در حالی که برخلاف احمدی نژاد که بحث عدالت اجتماعی را مطرح کرده بود، خاتمی بحث توسعه سیاسی را مطرح کرده بود اما روستاها بیشترین رای را به او داده بودند. مبالغه در بیان دوستان وجود دارد اما این را باید پذیرفت که تندروی در نگاه برخی دوستان اصلاح طلب وجود داشت.

شما می‌فرمائید که آقای خاتمی این جمله را نگفته بودند؟

من چنین مسئله‌ای را به یاد ندارم. شاید در جمع خصوصی این حرف را زده باشند اما من به یاد ندارم.

بسیاری اعتقاد دارند کابینه اول خاتمی از تمام جریان‌های سیاسی شکل گرفت، شما هم این معنا را قبول دارید؟

برای تعیین وزرا کارگروه‌هایی تشکیل شد که بر اساس معیارهایی که مشخص شده بود جمع بندی نهایی را انجام می‌داد و افرادی را به عنوان گزینه‌های پیشنهادی به رئیس جمهور معرفی می‌کرد. برای برخی وزارتخانه بر طبق رسم معمول با برخی افراد و نهادها هماهنگی به عمل می‌آمد. بعضی از وزرا معرفی شده از سوی دولت خروجی این کارگروه ها نبود. 

مهاجرانی گزینه خاتمی نبود

کارگروه برای وزارت فرهنگ چه کسانی را معرفی کرد؟

آقایان موسوی لاری، محتشمی مطرح بودند شاید برای شما جالب باشد که بگویم عطالله مهاجرانی برای وزارت فرهنگ در دستور کار نبود. قصه کابینه قصه درازی است.

آقای خاتمی به سمتی نرفت که مثلا سهمی به رقیب بدهد؟

نمی‌دانم. من در آن کارگروه‌ها نبودم. فضای دوم خرداد فضای خاصی بود و مطالبات خیلی زیاد بود. افرادی که دو ماه قبل از انتخابات نمی‌خواستند به پای صندوق رای بیایند به خاطر خاتمی رای داده بودند و با جمهوری اسلامی آشتی کرده بودند و انتظار داشتند خاتمی تمام مطالبات آنها را عملیاتی کند. به نظر من دوم خرداد یک نهضت بود و غیرقابل پیش بینی. رئیس جمهور اصلاحات برخی افراد کابینه هاشمی را حفظ کرد اما تغییرات نیز نسبت به گذشته زیاد بود و این طبیعی بود.

مثلا آقای خاتمی، به ولایتی پیشنهاد وزارت داده بود؟

بله، وزارت بهداشت. اما آقای ولایتی گفتند بود یا وزارت خارجه یا هیچ جای دیگر. آقای خاتمی می‌خواست دکتر ولایتی در کابینه باشد. حتی وقتی وزارت بهداشت منتفی شد بحث وزارت علوم مطرح شد اما ولایتی هنوز هم معتقد بود که می‌خواهم در وزارت خارجه باشم. تحلیل من بر این است که با توجه بر اهمیت وزارت خارجه به ولایتی پیشنهاد داده بودند که اگر خاتمی وزارت خارجه را به پیشنهاد داد قبول کن.

در آن فضا برخی دوستان اصلاح طلب به سمت یکه تازی روی آوردند و دست به تخریب بسیاری از چهره‌ها زدند. این رفتارها را چگونه تحلیل می‌کنید؟

در جامعه ایران شاخص‌های توسعه یافتگی وجود ندارد مانند مردم سالاری، رفتار تشکیلاتی و... طبیعتا جنبشی مانند دوم خرداد انتظارات را بالا می‌برد. در کنار آن بخشی از جامعه و حاکمیت نیز احساس شکست می‌کند و فضای دو قطبی شکل می‌گیرد و جامعه شاهد افراط و تفریط است. به نظر من اگر رسانه ملی در آن سال‌ها نقش یک انسجام دهنده ملی را به جای نقش مخالف دولت بازی می‌کرد بسیاری از این اتفاقات نمی‌افتاد.

نبوی از گنجی خواست در رفتارش تجدید نظر کند

صداوسیما آغاز کننده این فضای دو قطبی بود یا آقای خاتمی و جریان اصلاحات؟

قطعا صداوسیما. اقای خاتمی همیشه از وحدت و حرکت در چارچوب قانون اساسی حرف می‌زدند. وقتی شما شعار جامعه مدنی و آزادی‌های سیاسی می‌دهید باید به بخشی از آن جامه عمل بپوشانید و همین سبب می‌شود فضا به سمت سیاه و سفید حرکت کند. در این میان خاتمی به عنوان رئیس جمهور اصلاحات و افرادی مانند بهزاد نبوی به عنوان پیراهن پاره کرده های سیاست با حرکات افرادی مانند اکبر گنجی مخالف بودند. به یاد دارم بهزاد نبوی روزی از گنجی رسما خواست و در مورد رفتارش به ویژه در قبال هاشمی رفسنجانی تجدید نظر کند.

  • پربیننده‌ترین‌ها
  • دیگر خبرها
گفت و گو
تدبیر

0.1188