تازه‌های خبر
سه شنبه، ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۰:۰۰
چاپ

نیمه راه یک رئیس جمهور

نگاه استراتژیک حسن روحانی به سیاست داخلی ایران ، صرف نظر از برخورد مثبت با آن در سطوح بالای نخبگان تاثیر گذار درساختار قدرت مانندعلی اکبر ناطق نوری و یا علی لاریجانی ،حداقل در نگاه افکار عمومی به او این امکان را داده که تلاش برای همبستگی عمومی و اتحاد جامعه ایرانی را به یک باورفراگیرملی تبدیل کند.
نیمه راه یک رئیس جمهور

مسلم، متین - نگاه استراتژیک حسن روحانی به سیاست داخلی ایران ، صرف نظر از برخورد مثبت با آن در سطوح بالای نخبگان تاثیر گذار درساختار قدرت مانندعلی اکبر ناطق نوری و یا علی لاریجانی ،حداقل در نگاه افکار عمومی به او این امکان را داده که تلاش برای همبستگی عمومی و اتحاد جامعه ایرانی را به یک باورفراگیرملی تبدیل کند.

دیگر تردیدی باقی نمانده انتخابات پیش روی ریاست جمهوری ایران ، در حال تبدیل شدن به مهمترین واقعه سیاسی طی تقریبا 39 سال گذشته است. گرچه طی این مدت برگزاری انتخابات مشابه همواره تکرار وبه رویه یی عادی در نظام سیاسی ایران تبدیل شده و این کسورر ا به مجموعه و ساختاری متفاوت در خاورمیانه کرده است، اما آنچه29 اردیبهشت (روز انتخابات)را به روزی هیجان انگیز و موعد تحقق رویاهای پیروز انتخابات تبدیل خواهد کرد(نه الزاما از جنبه فردی) ،تعیین تکلیف کانون های کنشگر سیاسی برای تاثیر گذاری پایدار بر عرصه سیاسی - اجتماعی کشور ونهایتا روشن شدن حدود مرزهای دوبلوک فکری حاکم در ساختار عمومی قدرت است.
این برداشتی بی سابقه،تا حد زیادی واقعی وشاید رادیکال به نظر برسد اما هم تحت تاثیر فضای انتخاباتی و گفتمانی حاکم برلایه ها و کلونی های سیاسی و اجتماعی وهم از جنبه افزایش شدت شیب تحولات منتهی به انتخابات ، جز این نمی توان برداشت کرد که ما در برابر"غایتی استراتژیک از فصل مناقشات گروه های سیاسی با کنش معکوس در بطن جامعه ایران " قرار گرفته ایم که تنها می توان از آن با عبارت"الان یا هیچوقت!" تعبیر کرد.
رئیس جمهور روحانی طی 1 ماه گذشته همواره تصریح کرده "فرصتی برای بازگشت به گذشته و یا ادامه سیاست هایی که می تواند به ضرر کشور تمام شود وجود ندارد. او می گوید راه نیمه یی را که آمده و مصمم است تا به انتها آن را طی کند". اینکه نیمه راه باقی مانده چیست؟درک و فهم آن مشکل چندان نیست.
رئیس جمهور روحانی پنهان نمی کند که پس از موفقیت حیرت آورش در سروسامان دادن به بزرگترین چالش سیاست خارجی و امنیت ملی و بین المللی ایران یعنی توافق اتمی و سبک کردن شانه های کشورش اززیر بار تحریم های خرد کننده بین المللی(برجام)، مصمم به در پیش گرفتن رویکردی مشابه برای توافق ملی با همه نیروهای داخلی ست .چنین نگرش استراتژیکی در سیاست داخلی، صرف نظر از نتایج قطعی و برخورد مثبت با آن درمیان سطوح بالای نخبگان درساختار عمومی قدرت، مانند روحانی تاثیر گذارعلی اکبر ناطق نوری و یا رئیس پارلمان ایران علی لاریجانی ،حداقل در نگاه افکار عمومی به آقای رئیس جمهور این امکان را داده که تلاشش برای همبستگی عمومی و اتحاد جامعه ایرانی را به یک باورفراگیرملی و مورد قبول توده های ایرانی تبدیل کند.
اما به نظر می رسد تلاش او برای اقناع رقبا و مخالفان کارکشته اش چندان موفقیت آمیز نبوده. مسلما علت این عدم موفقیت به نا کارآمدی اجزای پروژه روحانی مربوط نمی شود. اتفاقا برعکس!، به باور من مخالفت ها عمدتا ناشی از این باور مخالفان است که اولا، این یک طرح واقعا کار آمد است که همراهی با آن امتیازی بزرگ و غیر قابل بازگشت به فرد،باور و جریانی خواهد بود که نتیجه آن ، عملا موقعیت حسن روحانی و گفتمان پیرامونی او نزد افکار عمومی را تا مدت های طولانی تضمین و پایدار خواهد کرد.آنها به خود می گویند چرا باید این کاررا بکنیم!؟. ثانیا،چنین پذیرشی منطقا مخالفان را که مایل هستند ""سهم شان از قدرت را خود تعیین کنند تا وزن سیاسی شان!""، تا مدتها از دایره قدرت دور نگاه خواهد داشت. این برای آنها تنها غیر قابل تحمل نیست، بلکه آزار دهنده هم هست .ثالثا ،هر گونه همراهی با روحانی به خودی خود اردوگاه آنها را با فروپاشی گسترده ایدئولوژیکی و سازمانی روبرو خواهد کرد که باز سازی آن حتی با پایان یافتن دور دوم ریاست جمهور حسن روحانی امکان پذیر نخواهد بود. بیشتر به این دلیل که مخالفان را در برابر سوالات قرار خواهد داد که پاسخی برای آنها وجود ندارد. شاید به همین دلیل باشد که آنها به جای نقد عملکرد آقای رئیس جمهور و دولتش و یا حتی ارائه برنامه بهتری برای اداره کشور که می توانست چالشی برای روحانی باشد(هرچند تغییری در نتیجه نهایی انتخابات فعلی به نفع حسن روحانی نمی داد) در اقداماتی آشکار،به تخریب و جو سازی علیه اوروی آورده اند.ثانیا،در ناتوانی از ارائه یک برنامه مدون، جامع و قانع کننده برای اداره کشور به طرح مسائل و شعار های جذاب ذهنی اما بی پشتوانه روی آورده اند، بدون آنکه تضمینی علمی،اساسی و قابل قبول برای آنچه می گویند و طرح می کنند ارائه دهند. یک بازاری ازطبقه میانه شهری در تهران به من می گوید "ممکن است به حسن روحانی انتقاد داشته باشیم چرا باک بنزین ماشینش را کاملا پر نکرده . اوهم دلایلی مطرح می کند. مثلا می گوید پول بیشتری برای خرید بنزین نداشته،اما صادقانه این را می گوید. این خیلی فرق می کند با ماشینی که می دانیم صاحبش عقربه بنزین آن را دستکاری کرده وباک را پر نشان میدهند. هیچکس ریسک سوار شدن به چنین ماشینی را به جان نمی خرد.مثالی ساده اما با استدلالی قوی که آشکارا دلیل اعتماد به حسن روحانی را نشان میدهد.matinmos@gmail.com

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

  • پربیننده‌ترین‌ها
  • دیگر خبرها

0.1459