تازه‌های خبر
پنجشنبه، ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۰۳:۳۷
چاپ

آیا روحانی اپوزیسیونی عمل می کند و رئیسی انقلابی است؟

نکته ای که در قالب فهم مشترک قاطبه نخبگان با عقاید و سلایق مختلف، این روزها رخ نمایانده و سیل پیام های حمایتی و مشارکت در انتخابات از هر سو به سوی روحانی سرازیر شده است. بسیاری ازآنان شاید دلبسته روحانی یا حتی نظام سیاسی مستقر نباشند اما نیک می دانند که در این بزنگاه خطیر نمی توان کشور را به حال خود رها کرد و به صحنه می آیند.
آیا روحانی اپوزیسیونی عمل می کند و رئیسی انقلابی است؟

«هیچ ماست بندی نمی گوید ماست من ترش است» این مثل قدیمی را به عرصه انتخابات و رقابت سیاسی که بیاورید، وزن و بارش سنگین تر هم می شود، نامزدها البته حق هم دارند، جلب آرای میلیون ها نفر و رسیدن به صندلی ریاست جمهوری، به طور حتم کار سهل و آسانی نیست. همگان از وجنات و سکنات و محاسن خود داد سخن می دهند و خود نگویند، هواخواهان و هواداران چکامه ها سراییده و وصف حال ها به درازا خواهند کشاند، تا لحظه و ثانیه آخر و ....

به گزارش خرداد؛ در این میان البته این هنر هنرمندانه و این زکاوت رندانه اهل نظر و مخاطب است تا عیار گفتارها را در برابر وزن کردارهای پیشینی و رفتارهای میدانی فعلی، سنجیده و از پس صحنه آرایی ها، اصلح و افضل را برگزیده و سرنوشت خود و کشور و آینده را بدان ها بسپارند.

این روزها که فضای انتخابات ما خواسته و یا ناخواسته دو قطبی شده و آرایشی دو سویه گرفته و البته هر دو طرف نیز خود را بر حق و دوست دار کشور می دانند و طرف مقابل را بر مدار کجی و کاستی و ناراستی قلمداد میکنند واتهام کژروی به طرف مقابل می زنند، رجوع به گفتار و رفتارهای آنان مشخص می کند که کدام طرف بارش کج است و به بیراهه می رود و کشور را به سمت و سوی قهقرا سوق می دهد.

مدعیان ارزش مداری رفتارهای روحانی که رئیس جمهوری مستقر نیز هست، اپوزیسیونی می خوانند. اینکه روحانی گاهی در سخنان خود تند شده و رقیب را می نوازد و به خروش می آید، از منظر آنان مصداق رفتار اوپوزیسیونی است.


درست است که روحانی شاید در لحظاتی و اندک جملاتی، سخنان تندی گفته باشد که او نیز آدمیزاد است و ممکن الخطا و با آن حجم از تخریب های عجیب و غریب و شبانه روزی و وارونه نمایی های بی شرمانه، می توان تا حدودی او را محق هم دانست اما در نقطه مقابل طرف مقابل که مدعای ارزش مداری دارد و خود را مدافع تمام قامت اصول می داند، نه دفعی و لحظه ای و آنی و سحوی که مستمر و مداوم و تمام قامت، تیشه برداشته و به ریشه می زند و فراتر از هر اپوزیسیونی بر صورت نظام و ملت چنگ می زند.

انقلابی و مدافع نظام بودن به ظاهر و شعار نیست، انقلابی در رفتار و گفتار باید مدافع منافع ملت و اعتبار و حیثیت نظام باشد.

از همان آغازین لحظات حضور دو کاندیدای اصلی اصولگرایان در گفتار آنان چنان تصویر تیره و تاریکی از کشور و کارگزاران دولت و وضعیت مردم تصویر و ترسیم شد که شاید از هیچ منتقد متخاصم نظام نیز شاهد آن نبوده ایم.

سیاه نمایی که نه نقد دولت مستقر که هجمه به ساخت نظام است! روحانی چهار سال رئیس دولت نظامی بوده که نزدیک به 40 سال قدمت و تاریخچه دارد، تصویر ترسیمی که همه چیز را سیاه و تاریک و دهشتناک نشان می دهد، شاید ضعفی برای دولت باشد اما بی گمان فراتر از آن در مسیر ادعای دشمنان در عدم کامیابی نظام در ارتقای وضعیت مردم است.

انتخابات پس فردا تمام می شود اما این رفتار و گفتارها باقی می ماند. حس همذات پنداری میان ملت و حاکمیت مهم ترین مولفه ارتقا بخش امنیت ملی است و سئوال اینجاست که در مخیله ملت از این گفتار و رفتارها چه خاطره ای می ماند و قضاوت آنان درخصوص کارگزاران نظام و دولت مردانی که تافته جدا بافته از عموم مردم هستند و مشغول مکیدن خون آنان! در قالب کلونی 4 درصدی شان، چه می شود؟

نظام و انقلاب ترسیمی از سوی آقایان حتی نتوانسته بدیهی ترین حقوق فطری و مطالبات کف هرم مازلو را تامین کند و یاس و ناامیدی و ناهنجاری های اجتماعی در آن از بحران پا فراتر گذاشته! حال این چهره مخدوش مصداق رفتار اپوزیسیونی است یا کنایه و متلک پرانی روحانی که در بدترین حالت شماری از مسئولان را نشانه رفته و ساخت و بافت و ساختار را گزندی نمی رساند.

از دیگر منظر، آیا روحانی اپوزیسیونی است که توانسته مهلک ترین چالش پیش روی نظام را که دشمنان قسم خورده امیدها بدان بسته بودند، حل و فصل کند و ایران را به سلامت از گردنه و گلوگاه خطرناگ فصل هفتم منشور ملل و حلقه تحریم های ظالمانه و به اذعان دوست و دشمن بی سابقه، بگذراند؟ یا کسانی که آداب رفتارورزی دیپلماتیک نمی دانند و آتو دست دشمن و خصم در کمین کرده می دهند؟ آیا آنان مدافع نظام هستند و در راستای منافع ملی گام بر می دارند؟ نتیجه گفتار و رفتار احمدی نژاد در همین یک فقره چه بود و چه بر سر کشور آورد؟

منتقدان روحانی بی گمان ادله و منطقی برای مخالفت دارند و نیز این حق را داشته و دارند که برای رسیدن به کرسی قدرت و تغییر وضعیت تلاش کنند اما نقد منصفانه و خیرخواهانه برای کشور ملت با این حجم از حملات و تخریب باورها هیچ سنخیت و همگونی ندارد.

نگارنده در بحث با منتقدان مشارکت در انتخابات که می گویند رای در انتخابات به نفع نظام است و برای کشور خیری ندارد! همواره گفته ام سرنوشت نظام چه منتقد آن باشید و چه موافق و دلباخته آن، با سرنوشت کشور در برهه و شرایط خطیر فعلی در هم گره خورده و غیر قابل تفکیک است و این گزافه گویی ها از سر عدم آگاهی است و بس.


نکته ای که در قالب فهم مشترک قاطبه نخبگان با عقاید و سلایق مختلف، این روزها رخ نمایانده و سیل پیام های حمایتی و مشارکت در انتخابات از هر سو به سوی روحانی سرازیر شده است. بسیاری ازآنان شاید دلبسته روحانی یا حتی نظام سیاسی مستقر نباشند اما نیک می دانند که در این بزنگاه خطیر نمی توان کشور را به حال خود رها کرد و به صحنه می آیند.

رهبر انقلاب 4 سال پیش فرمودند حتی آنان که نظام را هم قبول ندارند به انتخابات بیایند و رای دهند، جمله حکیمانه ای که نشان می دهد از منظر ایشان منافع کشور مقدم بر هر گزاره ای است و مشارکت عمومی و همذات پنداری جمعی چه مولفه راهبردی در حفظ و بسط و تعمیم امنیت ملی و اینکه نظام و کشور گزاره های از هم تفکیک ناپذیر این دوران و زمانه ما هستند، ایشان هم امروز نیز فرمودند هر کس که رای بیاورد، پیروز انتخابات؛ نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران هستند.

اما مع الاسف عده ای کشور را شکاف طبقاتی می زنند و تقسیم بندی می کنند و حتی قادر نیستند در نقد خود، حساب دولت را از نظام جدا ساخته و اگر نقدی دارند و ایرادی، آن را کارشناسانه و معطوف به عملکردهای همین دولت و نه زیر سئوال بردن کل وضعیت کشور بیان کنند.


البته که در نقد منصفانه باید بگویند که این دولت چه وضعیتی را تحویل گرفته و چه چیزی را تحویل داده است، تا دولت بر این اساس محک بخورد اما آنان چون نمی خواهند به گذشته اشاره ای کنند و حقایق را بازگو، اینطور بی محابا و نامنصفانه همه چیز را زیر سئوال می برند، حال آنکه آنانی که از منظر اینان هزاران انگ می خورند و ضد نظام خوانده می شوند این روزها بی توجه به هر گزاره و گزینه دیگری، مردم را دعوت به مشارکت در انتخابات و سرنوشت کشور می کنند، سرنوشتی که ازسرنوشت نظام جدا نیست و انتخاباتی که به فرموده رهبر انقلاب پیروز نهایی آن نظام و ملت هستند.

مخلص کلام نمی شود انقلابی بود و به منافع ملی خدشه وارد ساخت و نمی توان مدعای ایران دوستی داشت و سرنوشت انتخابات و نظام را نادیده گرفت

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

  • پربیننده‌ترین‌ها
  • دیگر خبرها
فروشگاه اینترنتی پرسه بازار
موسسه خیریه حامیان مهر آذری
گفت و گو
تدبیر
پویش

0.2635