تازه‌های خبر
يكشنبه، ۲۷ فروردين ۱۳۹۶ ۰۸:۵۰
چاپ

غلامرضا انصاری، عضو شورای شهر تشریح کرد بلایی که «قالیباف» سر «تهران» آورد

به عقیده یک عضو اصلاح‎طلب شورای شهر تهران با مدیریت قالیباف تهران به یک شهر سوخته تبدیل شده است؛ شهری که زنده بود هویت داشت و از نظر فرهنگی برای خودش شاخص داشت. اما در حال حاضر شاخص های فرهنگی، اجتماعی، زیست‎محیطی و انسانی تهران از بین رفته است.
بلایی که «قالیباف» سر «تهران» آورد

دوره چهارم شورای شهر، دوره‎ای پر از حوادث شهری، تخلفات شهرداری و ناکارآمدی شورا در امر نظارت بود که به تبع آن انتقاد و حساسیت افکارعمومی نیز از این دوره بسیار زیاد شد. افشاگری‎های اعضاء اصلاح‎طلب شورای شهر تهران در خصوص تخلفات شهرداری و پوشش دادن این خطاها توسط برخی دیگر از اعضاء شورا تضاد جالبی را به وجود آورده بود که بسیاری از مسائل را برای عموم آشکار می‎کرد.

انگار حرف‎های نگفته زیادی در خصوص شورای شهر در دل اعضای دوره چهارم باقی مانده است، غلامرضا انصاری، عضو اصلاح طلب شورای چهارم در گفت‎وگوی تفصیلی با رویداد۲۴ از ضعف‎های نظارتی و لزوم فعالیت حزبی و همچنین ناتوانی اصول‎گرایان از انجام کار حزبی سخن می‎گوید.

بلایی که «قالیباف» سر «تهران» آورد

***
سوتیتر

- اگر ما به دنبال توسعه  پایدار در حوزه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هستیم باید به نهاد واسط دموکراسی را که احزاب سیاسی است اجازه رشد و نمو دهیم

- جریان اصولگرا هویت سیاسی خودش را هنوز مشخص نکرده است

- هنوز مشخص نیست هویت سیاسی قالیباف چیست، این یک نوع فرصت‎طلبی است که هر جا منافعش ایجاب کرد بگوید اصولگرا هستم و هرجا لازم بود بگوید اصولگرای اصلاح‎طلب هستم

- کارنامه اصولگراها در دولت نهم و دهم و در مجلس هفتم و هشتم و نهم که اکثریت مطلق را داشتند بسیار ناموفق  است

- در این 12 سال مدیریت قالیباف و جریان اصولگرایی بلایی که سر تهران آمد، اگر با برنامه اصولی و منطقی بخواهد اصلاح شود باید دو برابر این زمان صرف شود

- تهران به یک شهر سوخته تبدیل شده است. در حال حاضر شاخص های فرهنگی، اجتماعی، زیست‎محیطی و انسانی تهران از بین رفته است

- در زمانی که دنیا تراکم خیابانی و شهر اتوموبیل محور را کنار گذاشته است ما اتوبان دو طبقه صدر را بر روی گسل فعال زلزله ساختیم

- شورای شهر یک موجود ناقص‎الخلقه است

- بلند پروازی‎هایی که به خصوص در این 12سال شهرداری تهران داشته و شهرداری تهران به سکوی پرش برای شهردار‎هایش تبدیل شده است

- شهردارهای تهران هزینه‎های آنچنانی می‎کنند که دیده شوند و بروند بشوند رئیس جمهور

- 4 هزار نفر در مترو استخدام کرده‌اند بالای 50 درصدشان زیر دیپلم هستند، بالای 40 درصدشان بالای 40 سال

- خط قرمزها را اینقدر زیاد کردیم که امروز در جامعه فکر می‎شود که اگر  کسی بگوید بالای چشم آقای قالیباف ابروست با آن برخورد می‎شود

- طوری نظام مدیریت شهری بهم ریخته است که فاجعه به بزرگی پلاسکو اتفاق می‎افتد و شهردار نه تنها عذرخواهی نمی‎کند بلکه طلبکار می‌شود.

***

نسبت به عملکرد شورای چهارم نقدهای بسیاری مطرح است اما مهمترین آن این است که رویکردها در این دوره عمدتا سیاسی بوده تا کارشناسی این نقد را قبول دارید؟
نهادهایی مثل مجلس و شوراها طبیعتا باید سیاسی باشد و تقابل سیاسی و اختلاف نظرها در زمینه اجرا می‎تواند زمینه بالندگی و رشد را به وجود بیاورد  و قدرت انتخاب مردم را بالا ببرد. وقتی تقابل دیدگاه وجود داشته باشد، و این تقابل دیدگاه کارشناسی باشد و این مبنای کارشناسی حدود و ثغور را تعیین کند، خود به خود بالندگی به وجود می‌آورد.
پاشنه آشیل ما در قانون‎گذاری چه در شوراها و چه در مجلس این بوده است که پذیرفته‎ایم که مجلس باشد، پذیرفته‎ایم که شورا باشد و مردم و نمایندگان مردم مداخله داشته باشند ولی نهاد واسط دموکراسی یعنی احزاب وجود نداشته باشد. وقتی یک حزب شکل می‎گیرد، حیثیت خود را در درازمدت جستجو می‎کند، یک حزب دنبال این است که اگر 100 تا عضو دارد فردا بشود 200 تا و 4 روز دیگر بشود 1000 تا، این فراگیری خودش را در طول زمان  در کل جامعه جستجو می‎کند. وقتی که یک جریان سیاسی  می‎خواهد هویت درازمدت، صداقت و صلاحیت خودش را در جامعه تثبیت کند و به مردم بفهماند نگاه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی‎اش چگونه است، برنامه‎ای که می‎دهد برنامه فضایی نیست برنامه‎ای را  می‎دهد که مطمئن باشد  از ابزار تحقق برخوردار است .
اما درحال حاضر اینطور نیست عموما به سمت برنامه‎های پوپولیستی می‎روند، برای نمونه شاهد این بودیم که رئیس مجلس اسبق گفت ایران را به یک ژاپن اسلامی تبدیل می‎کنیم، ما اگر با توجه به رشد جمعیت در طول 30 سال گذشته رشد اقتصادیمان 30 درصد بود می‎توانستیم رفاه را برای  مردم در حد شرایط قبل از انقلاب حفظ کنیم. این رشد از یک درصد، 2 درصد، 5 درصد بوده و اوج این رشد را در زمان دولت اصلاحات (آقای خاتمی) داشته‎ایم.سال آخر دولت ایشان به 27 درصد رسید. رشد در دولت نهم و دهم یک دست شد منفی 7 و منفی 8 درصد، و در دولت اخیر می‎بینیم  اقتصاد دارد بازسازی می‎شود و رشد منفی 8 درصد به رشد 9 درصد تبدیل شده و دولت امیدوار است بتواند دو رقمی‎اش کند و به بالای 10 درصد برساند.
مجلس را شما نگاه کنید می‎بینید که در زمان انتخابات نمایندگان یک سری وعده‎های قشنگ و عامه‎پسند می‎دهند، فردای انتخابات مردمی که به آن شعارها رای دادند خبر ندارند که آن گروه شعار دهنده کجا هستند.
دور دوم شورا را دیدیم که بعد از دور دوم دولت نهم و دهم شکل گرفت، گروهی با شعارهای پوپولیستی رای آورد امروز معلوم نیست آن  شعارها کجاست. بنابراین اگر ما به دنبال توسعه  پایدار در حوزه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هستیم باید به نهاد واسط دموکراسی را که احزاب سیاسی است اجازه رشد و نمو دهیم.

چرا به عقیده شما تا به حال اجازه چنین رشدی داده نشده است؟
عدم رشد احزاب سیاسی در دو بعد قابل آسیب‎شناسی است. یکی خود مسئولان کشور است، دولت‎ها، مجلس‎هایی که روی کار آمدند کمتر قضیه را جدی گرفتند و دوم خود مردم . امروز در جامعه خیلی از کسانی که می‎خواهند در عرصه سیاسی ورود پیدا کنند، غیرسیاسی بودن و غیروابسته بودن را برای خودشان حسن حساب می‌کنند. در صورتی که برای کسی که می‏خواهد کنشگری سیاسی داشته باشد، برای کسی که می‎خواهد کار اجرایی بکند، اصلا بی‎خطی  خودش بزرگترین جرم و آسیب است. بنابراین ما در گام اول اگر قرار است به توسعه پایدار برسیم باید به نهاد واسط دموکراسی یعنی احزاب پایدار اجازه رشد دهیم، دوم رکن چهارم دموکراسی، آزادی مطبوعات است. ما باید به مطبوعات در چارچوب قانون ظرفیت دهیم. اگر قدرت نقد کارشناسی را به رسانه بدهیم و این شمیر کج رسانه روی من مجری باشد، خب  اگر خطایی کنم شب در رختخواب خواب آسوده ندارم. این دو رکن را باید به وجود بیاوریم، اگر این دو رکن به وجود آمد، آن وقت است که ما می توانیم بگوییم مجلس خوب داریم و شورای خوب داریم.

بلایی که «قالیباف» سر «تهران» آورد

این می‎تواند یک آفت هم باشد، آفتی که ما در این دوره چهارم شورا دیدیم، اینکه یک جریان سیاسی اصولگرا برای حمایت از هم حزبی خودش (آقای شهردار) هر  تلاشی را کردند که ایشان پاسخگو نباشند...
این دقیقا ریشه در همان نبود احزاب دارد. اگر جریان اصولگرا با یک مانیفست و برنامه آمده بود، می‎گفت من می‎خواهم در این 4 سال این کارها را انجام دهم، این چهارچوب قابل نقد بود. اسم این جریان اصولگرا است ولی  چهل تکه است نمونه‎اش بحث جمنا. بنابراین جریان اصولگرا هویت سیاسی خودش را هنوز مشخص نکرده است، همین گروه در شورای دوم کل شورا و شهرداری در اختیار آنها بوده ودر طول 4 سال بیشترین مزاحمت را برای شهردار فعلی ایجاد کردند. خود آقای قالیباف هنوز مشخص نیست هویت سیاسی‎اش چیست، این یک نوع فرصت‎طلبی است که هر جا منافعش ایجاب کرد بگوید اصولگرا هستم و هرجا لازم بود  بگوید اصولگرای اصلاح‎طلب هستم. در حال حاضر چون یک جریان قوی اصلاح‎طلب با برنامه مقابلشان قرار گرفته اینها به ظاهر منسجم شده‎اند ولی در باطن همان اختلافات است و چون برنامه ندارند قطعا به دنبال این هستند که یک سری اشتباهات را پوشش دهند.

یعنی منافع گروهی خود را ارجح می‎دانند؟
اصلا گروه نیستند، از ترسی واهی که احساس می‎کنند رقیب منسجمی روبرویشان قرار گرفته به خودزنی رسیده‎اند. دفاع نیست چون مردم می‎فهمند مثلا در اتفاقات اخیر هوشمندی مردم خیلی زیاد بوده است. رشد سیاسی توده مردم خصوصا در شهرهای بزرگ به مراتب از کنشگرهای سیاسی ما بالاتر رفته است. ما در پیشرفته‎ترین جوامع هم نگاه می‏کنیم یک سری تابوها را، یکسری توتم‎ها و یک سری رسوم را برای خودشان حفظ می‎کنند ولی دلیل ندارد که دیگر هر چیزی را خط قرمز قرار دهیم. آقای قالیباف اگر اشتباهی مرتکب شد باید درمقابلش بایستیم، اگر این بودیم مردم ما را می‎پذیرفتند. اگر اصولگراها می‎خواهند برخوردی هم بکنند بیایند کارشناسی جواب دهند. اینگونه باشد مردم هم می‎پذیرند ولی وقتی از یک طرف افراط می‎شود، از یک طرف تفریط می‎شود، بازار شایعات گرم می‏شود و از آن طرف داده‎های غیرمنطقی نفوذ پیدا می‎کند و واقعیت‎ها  از بین می‏رود.
کارنامه اصولگراها در دولت نهم و دهم و در مجلس هفتم و هشتم و نهم که اکثریت مطلق را داشتند بسیار ناموفق  است.  در این 12 سال مدیریت قالیباف و جریان اصولگرایی بلایی که سر تهران آمد، اگر با برنامه اصولی و منطقی بخواهد اصلاح شود باید دو برابر این زمان صرف شود، ضربه‏ای که تهران و کشور از نظر هویت، اخلاق و اقتصاد خورده است، اصلاحش کار یک روز و دو روز نیست این اتفاق در حال حاضر افتاده است. قطعا این اشتباهات قابل پوشش نیست، امروز توانستند مجلس را ساکت کنند و جلوی تحقیق و تفحص را بگیرند آیا تا قیامت اکثریت این دوستان می‎مانند، فردا نمایندگان مردم می‎آیند و این پوشش‎ها برداشته می‎شود و حجم کارهای غیر سالم رو می‌شود.

این حجم  چقدر است؟
خیلی زیاد. تهران به یک شهر سوخته تبدیل شده است. تهران یک شهر زنده بود که هویت داشت و از نظر فرهنگی برای خودش شاخص داشت، در حال حاضر شاخص های فرهنگی، اجتماعی، زیست‎محیطی و انسانی تهران از بین رفته است. در کشورهای توسعه یافته با وجود آنکه اشتباهات کشورها در زمان توسعه در حوزه‎های مختلف زیاد بوده است ولی برخی از هویت‎هایشان را حفظ کرده‎اند. ما 200 سال دیگر هم نمی‎توانیم شرایط 30 سال پیش تهران را احیاء کنیم.

این روند صرفا مختص به دوره آقای قالیباف بوده یا از گذشته بوده است؟
از گذشته هم بوده است، این دوره در اوج خودش این خراب کاری‎ها ادامه پیدا کرد، یک تصمیم اشتباهی که دولت دهم با هماهنگی شهرداری تهران گرفت این بود که دو میلیون تراکم به شهر تهران اضافه کرد. یکسری کارهای پوپولیستی نمایشی که فقط برای کسب رای انجام شده است. در زمانی که دنیا تراکم خیابانی و شهر اتوموبیل محور را کنار گذاشته است ما اتوبان دو طبقه صدر را بر روی گسل فعال زلزله ساختیم و امروز حتی هیچکس مسئولیت ترافیک این محور را هم به عهده نمی‎گیرد. ترافیک اگر امروز به وجود آمده است، به این علت است که ما به جای اینکه بیاییم زیر سطح را گسترش دهیم، رفتیم خیابان زدیم و نتیجه این شده است.

بلایی که «قالیباف» سر «تهران» آورد

وظیفه شورای شهر در مقابل با  این قضایا چیست؟
شورای شهر یک موجود ناقص‎الخلقه است. محور اصلی قانون اساسی ما مردم‎سالار است و در زمان خودش مترقی‎ترین قانون بوده است و درحال‎حاضر  ظرفیت‎های بالاقوه بسیاری دارد که هنوز بالفعل در نیامده است. یکی از این ظرفیت‎ها خود شورا است، قانون اساسی صراحتا اشاره کرده که تصمیم‎گیری از محله تا بالاترین سطوح توسط خود مردم و نمایندگان مردم شکل می‎گیرد، خب این را ما اولا 20 سال  است اجرا نکردیم.شورای اول کارهایی برای زیر ساخت‎های قانونی شورا برداشت اما در شورای دوم و سوم یک قدم در این راستا برداشته نشد. در تهرانی که بالای 25 میلیارد بودجه در آن به صورت جاری و عمرانی هزینه می‎شود. با کل فعل و انفعالاتش چیزی حدود 60 هزار میلیارد گردش مالی در شهر دارد اتفاق می‎افتد. تا قبل از شورای چهارم 15 نفر بودند، شورای چهارم بر اساس مصوبه مجلس ششم 31 نفر شدند، هنوز یک دوره تمام نشده بود که 21 نفر شدند،  ما 22 تا منطقه در تهران داریم، اصلا یک نفر می‎تواند  هر روز 24 ساعت وقت بگذارد به یکی از این مناطق برسد؟ در شورا دیوان محاسبات وجود ندارد. اصلا نخواستند به وجود بیایند. وقتی که سیستم نظارتی قوی نیست، مدیرها از این فرصت سواستفاده می‎کنند و خیلی از اتفاقاتی که نباید بیافتد می‎افتد.
درحال‎حاضر 98درصد کار شورا این است که شهردار را انتخاب کند، تا 4 سال دیگر باید بدود دنبال شهردار، چون ما اگر بخواهیم شهردار را استیضاح کنیم باید 16 امضا جمع شود و 22 نفر هم رای دهد که عملا شدنی نیست. اگر شورا ناموفق بوده برای این است که این ابزارها را به وجود نیامده است. سال اول شورای چهارم مدیریت شورا در اختیار اصلاح‎طلب‎ها بود در همین یک سال سه کمیسیون جدید به وجود آوردیم، با دولت تعامل بین بخشی  را زیاد کردیم. با دولت یک کمیسیون مشترک به وجود آوردیم که محصول این کمیسیون دو لایحه اساسی بود. یکی مدیریت یک پارچه شهری بود که اگر این لایحه به همان صورتی که تصویب شده اجرا شود  یکی از انقلابات اساسی در نظام اجرایی شکل می‎گیرد. در این صورت مجلس در کار کلان سیاست‎گذار میشود، دولت به سمت سیاست‌گذاری توزیع ثروت و رشد و ارتقا کمی و کیفی اجتماعی سیاسی می‎رود و کار میدانی به عهده شوراها گذاشته می‎شود. لایحه دوم هم درآمدهای پایدار است، یکی از آفت‎هایی که در طول30 سال گذشته داشته‎ایم این بوده است که مجلس و دولت شهرداری را از نظر بودجه مستقل کردند بدون اینکه منابع درآمدی برایش تعریف کنند. طبیعی است شهردارهای شهرهای بزرگ به جای اینکه برنامه‎ریزی کنند که عوارض از کجا بگیرند، شهر را می‌فروشند و پول در می‎آورند، پول هم چون مفت در می‎آورند بی‎حساب و کتاب هزینه می‎کنند. در درازمدت ما شهر را به قیمت امروز می‎فروشیم_ از سازنده که نمی‎توانیم به قیمت 50 سال آینده عوارض بگیریم_ ساختمانی که ساخته می‎شود را تا 60 سال آینده  باید به آن خدمات دهیم، پول را به نرخ امروز گرفتیم، خدمات را به قیمت 60 سال آینده باید بدهیم. هر روز که بگذرد شهرداری ما یک سازمان ورشکسته مفلوکی خواهد شد که عمل اصلی خودش که تمیز کردن شهر هست را هم نمی‎تواند درست انجام دهد.
نکته بعدی بلند پروازی‎هایی که به خصوص در این 12سال شهرداری تهران داشته و شهرداری تهران به سکوی پرش برای شهردار‎هایش تبدیل شده است، شهردارهای تهران هزینه‎های آنچنانی می‎کنند که دیده شوند و بروند بشوند رئیس جمهور، نتیجه این شده است که جدای از فروش هوا و تراکم که بی‎حساب و کتاب فروخته شده اموال شهر را هم تاراج کردند در حال حاضر در خوشبینانه‎ترین حالت بالای 80 درصد ساختمان‎ها و زمین‎ها و مستقلات و امکاناتی که سرمایه شهر محسوب می‎شده است بابت بدهی‎های شهرداری واگذار شده است. در دولت وزارت مسکن و شهرسازی رسالتش را خیلی خوب انجام داده است، منطقی و کارشناسی جلوی تخلفات راگرفته و اجازه  این حرکت‎ها را دیگر به شهرداری نداده است. منابعی که قبلا بود دیگر نیست و از طرف دیگر هم دو، سه برابر ظرفیت موجود پرسنل استخدام شده، همین 4 هزار نفری که در مترو مطرح شد بالای 50 درصدشان زیر دیپلم هستند، بالای 40 درصدشان بالای 40 سال هستند. اینها هیچ کارآرایی برای شهر ندادند. این انباشت بی‎رویه نیروی انسانی برای شهر آفت است.

چرا ما شاهد این بودیم که صرفا در چند ماه اخیر تخلفات شهرداری برجسته و پر رنگ شد و از طرف اعضاء اصلاح‎طلب شورا بیان شد؟
امپراطوری رسانه‎ای شهرداری بسیار گسترده است اما با به وجود آمدن فضای مجازی کمی بار ما را سبک‎تر شده است و انتقادات را به گوش مردم رسانده ایم. اما انتقادات از روز اول  وجود داشته است.شورای چهارم در دو بعد موفق بوده است نخست اینکه هم اعضای اصولگرا و هم اصلاح‎طلب آن در در حوزه کاری خود تخصص داشته‎اند. نکته دوم در حوزه تقابل منطقی بوده است، ما تمام تلاشمان در این 4 سال این بوده است که نقدمان نقد منصفانه باشد و امروز توانستیم این فضا را در جامعه به وجود بیاوریم که مطالبه‎گری مردم را بالا ببریم. امروز مردم از حقوق خودشان و تخلفات دستگاه‎ها آگاهی پیدا کرده‎اند، هرچقدر این تخلفات پوشیده شود و ما نخواهیم بگوییم و بالاخره مردم به طریقی نسبت به این تخلفات مطلع خواهند شد.

البته دغدغه‌مند شدن مردم نسبت به مسائل مدیریت شهری از مواهب پلاسکو هم بود...
بله، این هم ضعف مدیریت بود. ما در بعد نظارتی چه در مجلس و چه در شورای شهر ضعیف هستیم، چون خط قرمزها را اینقدر زیاد کردیم که امروز در جامعه فکر می‎شود که اگر  کسی بگوید بالای چشم آقای قالیباف ابروست با آن برخورد می‎شود.  وقتی نظارت و منتقد نباشد تخلفات هم بیشتر می‎شود. آیا تاکنون بیشتر از از حجم تخلفاتی که در دولت نهم و دهم داشتیم در کشور وجود داشته است؟ نه وجود نداشته، چون جامعه یک دست بود و این اتفاقات در دستگاه افتاد. اتفاق مثبتی که افتاده این است که امروز مردم در کنش‎ها و مسائل سیاسی جلوتر از نخبگان هستند. مردم سیاسی شدند. امروز در انتخابات کسی بدون اینکه اسمش در لیست جریان‎های اصلی باشد موفق نمی‎شود، وقتی چنین اتفاقی می‎افتد من کنشگر سیاسی باید بروم دنبال اینکه این احزاب شکل بگیرد و بتوانیم از روی برنامه عمل کنیم. من آینده را مثبت می بینم. بخشی از کارشناسانی که امروز می‎توانند حرف مردم را بزنند و متعهد به یک برنامه هستند روی کار می‎آیند.

در مجلس چنین اتفاقی نیافتاد...نمونه‎اش مخالفت اعضای لیست امید با طرح تحقیق و تفحص بود...
لیست اصلاح‎طلبان در مجلس دهم یک لیست سلبی بود، ایجابی نبود،خیلی از کسانی که در لیست امید ما از آنها حمایت کردیم می‎دانستیم با ما کاملا همراه نیستند ولی این را هم می‎دانستیم که آدم ماجراجو و بازی بهم‎زنی هم نیستند. اگر کلیت مجلس دهم را نگاه کنید نسبت به مجلس هشتم و نهم حرکت‏ها منطقی‎تر است.

بلایی که «قالیباف» سر «تهران» آورد

نگرانی بابت اینکه لیست شورای شهر مثل لیست امید مجلس بشود دارید؟
امیدواریم. ما دو سال روی برنامه‎مان کار کردیم و برنامه داریم و اعلام هم خواهیم کرد که برنامه ما برای مدیریت شهری تهران و کلانشهرها، شهرهای کوچک و روستاها چیست؟ شاخص‎هایی تعریف و تصویب کردیم و به استان‎ها هم ابلاغ شد . راهبردها و میثاق‎نامه را هم مشخص کردیم.

این میثاق‎نامه رعایت نشود چه اتفاقی می‎افتد؟
اتفاقی که در شورای قبلی افتاد. مردم امروز دنبال صداقت و درستی هستند. دروغ را همه منفور می‎دانند حتی کسانی که خودشان دروغ می‎گویند. مردم در رای خودشان اینها را در نظر می‎گیرند. همان اتفاقی که در انتخابات مجلس قبلی افتاد. اصولگراها امکانات مادی، تبلیغاتی و... را در اختیار داشتند، ما هیچ امکاناتی در اختیار نداشتیم. خیلی‎ها میلیاری خرج کردند که مردم به هیچ کدام از اینها توجه نکردند. ما مهم‎ترین ناظر و برخوردکننده را مردم می‎دانیم. اگر یک گروه سیاسی بر اساس اصالت‎ها و خط مشی‎ها و باورها شکل گرفت ماندگاری و پایداری و پایگاه اجتماعی خواهد داشت. ولی اگر براساس فرصت‎طلبی پیش برود در درازمدت اعتماد مردم از بین می‎رود.

در انتخابات شورا نگرانی از بابت تعدد نامزد ندارید؟
نه، ما قطعا از میان گروه‎های اصلی اصلاح‎طلب یک لیست بیشتر نخواهیم داد، در یک رقابت می‎شود کیفیت را به دست آورد و استقبال می‎کنیم که مخالفان ما حضور داشته باشند. متاسفم که امروز آدم‏های شناسنامه‎دار در جریان اصولگرا فاصله خود را با این جریان زیاد کرده‎اند و به تعبیری ریزش داشته‎اند و خوشبختانه ما رویش داشته‎ایم. ما به اسم کار نداریم معتقدیم باید سلامت، درستی و اصلالت، پاک دستی و برنامه محوری و چیزهایی که باعث رشد و تعالی مملکت می‎شود با هر اسمی  استقبال کرد.

ممکن است چنین افرادی را حتی اگر در گروه اصلاح‎طلب‎ها نباشند در لیستتان بگذارید؟
هیچ شکی نیست که فردی مثل آقای حافظی در انتخابات ثبت نام می‌کردند در لیست‌مان قرار می‌گرفتند. ما استقبال می‎کنیم با اصولگراهای میانه‎رو و منطقی ائتلاف کنیم همانطور که در مجلس هم استقبال کردیم. ما انحصار را در هر حوزه‎ای چه اقتصاد،چه فرهنگ و چه اجتماع برای ممکت خوب نمی‎دانیم. معتقدیم باید رقابت وجود داشته باشد. اما باید در مجلس و شورا یک گروه اکثریت وجود داشته باشند تا اهدافشان را دنبال کنند. بهترین برنامه‎ها اگر ارائه شود وقتی رای نیاورد چه فایده‎ای خواهد داشت، همین پلاسکو، ما می‎دانستیم این اتفاق می‎افتد وقتی حادثه خیابان جمهوری اتفاق افتاد ما در شورا 4 بار شهردار را احضار کردیم، تکلیف کردیم تجهیزات آتش‎نشانی به روز شود، بدنه آتش‎نشانی تامین شود و... ما  می‎دانستیم تهران یک شهر حادثه‎خیز است. حادثه پلاسکو  می‎توانست پیشگیری شود، آتش‎نشانی باید نظارت‎های دوره‎ای انجام دهد، می‎توانست برود آنجا فشار بیاورد و یا الزامات را حاکم کند تا این اتفاق  نیافتد. اتفاق افتاد و قابل کنترل هم بود. اما وقتی نیروهایی که مختصص نیستند انتخاب می‎شوند فقط از این جهت که آقای قالیباف در انتخاب افراد به این مساله فکر می‎کند که این افراد در انتخابات چه کمکی می‎توانند به او بکنند مطمئنا یک فاجعه اتفاق خواهد افتاد. درحال‎حاضر طوری نظام مدیریت شهری بهم ریخته است که فاجعه به بزرگی پلاسکو اتفاق می‎افتد و شهردار نه تنها عذرخواهی نمی‎کند بلکه طلبکار است.


به نظر می‎رسد آقای قالیباف برای انتخابات ریاست‎جمهوری عزم راسخ دارند، وعده‎های شعاری هم در این زمینه می‎دهند، فردی که 12 سال سابقه مدیریت شهری  در تهران دارد آیا با این وعده ها می‎تواند کشور را اداره کند؟
مردم می‎توانند کارنامه ایشان را ارزیابی کنند. ما معتقدیم که افراد می‎توانند سیاسی باشند اما مدیریت شهری نباید مورد سواستفاده انتخاباتی قرار گیرد که متاسفانه در این 12 سال قرار گرفت. با آمدن آقای قالیباف این فضا به وجود می‎آید که کارنامه‎اش نقد کارشناسی شود، کاری که در 12 سال گذشته انجام داده و اتفاقات نامیمونی که در این 12 سال برای تهران افتاده است. در انتخابات سطح ملی مثل ریاست‎جمهوری فردی که یک بار، دو بار می‎آید و انتخاب نمی‎شود در دنیا هم مرسوم نیست که دوباره بیاید. امیدواریم جریان‎های سیاسی بتوانند ظرفیت کادرسازی داشته باشند، این ظرفیت در کشور وجود دارد. امیدواریم این ظرفیت به وجود بیاید که جریان‎های سیاسی رقابت بکنند نه تخریب اگر به این مرحله برسیم شاهد بالندگی خواهیم بود. 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

  • پربیننده‌ترین‌ها
  • دیگر خبرها
بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
www.parsebazar.com
0.2582